دوستان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رنج انسان» ثبت شده است


هستى سراسر رنج است.

سبب رنج، خواستن است.

درمان رنج، نخواستن است.

بودا


حکمت متعالیه سخن بالا را این‌گونه نقد می‌کند:

یک. هستی سراسر رنج نیست.

دو. سبب رنج، همیشه خواستن نیست. 

گاهی خواستن است، و گاهی عواملِ طبیعی یا انسانی.

سه. با مطلقا نخواستن، رنج درمان نمی‌شود. 

رنج، جزئی از منظومه‌ی هستی و سنّت الهی است.

چهار. انسان، بافته در محدودیّت‌های خویش است و محدودیّت، رنج‌آور است. 

فرمود: لقد خلقنا الإنسان فی کبد.

پنج. درمانِ مطلق رنج، افسانه و شعار است. 

بی‌رنجی در دنیا، خود رنج و ملال است.

شش. با ساختارهای عقلائی و تدبیر و جهاد، رنج‌های اجتماعی کاهش می‌یابند. 

با کار، کار و کار

هفت. با اعتدال در خواستن، رنج‌های فردی کاهش می‌یابند، 

و آن‌چه از رنج باقی می‌ماند، مایه‌ی رشد و نردبانِ کمال است.


سبب رنج، زیاده‌روی در خواستن است

و درمان رنج، اعتدال در خواستن


۰۵ دی ۹۴ ۰ نظر